تبليغاتX
یه دختر 20 ساله
 79

 

نيمه شبه...

خوابم نميبره...

ميدوني...احساس ميكنم كه خدا بغلم كرده!

نخند....خدا خيلي نزديكه...

اون جوري نگاه نكن...

خدا كه مرد نيست... نامحرمم نيست...

خدا   خداست !

اينه حسم...

تو بغل خدا بودن حس قشنگيه...

بخواي تجربه اش ميكني.

 

 

پ ن : ما خوبيم مشغول مهوني رفتن هاي ماه رمضون...هم چنان عاشق و سر خوش خدا رو شكر.

دو روزي هم درگير دل پيچه بودم ...بد دردي بود...ولي با يه سـرم  و امپول كلكش و كندم و بهش پيروز

شدم ! ديگه اينكه دانشگاه هم ثبت نام كردم واسه ترم جديد.ترم هفتي( 7 ) شدم ها....

 همين ديگه... خبري نيست!

|+| نوشته شده توسط دختر 20 ساله در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 1:4 قبل از ظهر  
 78

سلام بر اهاليه وبلااگستانننننننننن

حال و احوال ؟

خوبين ؟

ما هنوز در غار هستيم و از نعمت قشنگ اينترنت محروووووووووووم

تازه دو هفتس كه اومدن و برامون كابل فيبر نوري كشيدن و گفتن سيستم ديال اپمون ميشه 56

سرعتش !

هنوز ولي نشده !!!!!!!!!!

خيلي وقته ننوشتم چيزي..

به همين خاطر زياد چيزي براي نوشتن ندارم..چيزي يادم نيست..

من اين روز ها بيشتر سرم به ديدن سريال lost گرمه !

حتما اسمش رو شنيدين ...

من كه خوره ي فيلممم تا حالا همچين فيلمي نديدم !

خيلي جذابه و كشش فوق العاده ايي داره...

اين سريال امريكاييه و فوق قشنگه از نظر من...

ما 90 قسمتش رو داريم... از دوستم گرفتم..

تا سال2010 ساخته ميشه اين سريال..

ولي فقط فعلا 90 قسمتش تو ايران زير نويس فارسي شده..

بقيش هم قراره چند وقت ديگه به دستمون برسه..

من قسمت 60 هستم تقريبا... شوشو هم چون بيشتر ساعات روز رو سر كاره قسمت 24 هست..

واقعا اعتياد مياره اين فيلم... من كه شديد معتادش شدم ..

... 

 راسی شوشو گوشيش رو عوض كرد بالاخره ان 82 گرفت.

واقعا ته امكاناته...ولي خب گوشيه مردونه اييه..

من اگه بخوام گوشيم و عوض كنم فك كنم بيشتر ظاهرش واسم مهم باشه !

دي

 

ديگه اينكه بازززززز دوباره رفتم و موهام و مش كردم..از نوع سوزني...

1 سالي بود موهام قهوه اييه ساده بود..

ديگه خسته شده بودم ...

بالاخره دل و زدم به دريا و رفتم زير دست ارايشگر..

با يكي از دوستم رفتم ارايشگاهش..توي زرگنده بود.

خيلي استرس داشتم كه خدا كنه خوب در بياره..البته ميدونستم كارش خوبه ولي خب بازم...

 رنگه مشم سوپر پلاتينه است ...زمينه اش رو هم با رنگ ساز كمي روشن كرد..به قهوه ايي ميخوره..

همه ميگن خيلي خوب شده و بهت مياد...

شوشو هم خوشش اومد

هرچي هست تنوعه و روحيم كليي عوض شده...

 

ديگه ديگه اينكههههههههههههههه يواش يواش داره ماه رمضون شروع ميشه..

من خيلي اين ماه و دوست ندارم..

دوست دارمااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا از جهاتي ...

ولي در كل خيلي علاقه ندارم.

ولي دلبخواهي نيست كه !!

فك كنم ماه رمضون سختي رو در پيش داشته باشم..

اخه شوشو رضا افطار ها غذا ميخوره و خودم عادت دارم كه چايي و نون و اينا ميخورم..

پس بايد هم افطار غذا درست كنم و هم سحرررررررررررر ها !!

اميدوارم از پسش بر بيامم.....

ساعت روزه هم زياده خوب از 5 صبح تا 8 شب !!!!!!!!!!11 وووييي...

خدا كمك كنه !

ولي چه كنيم ؟ بادا باد  بريم كه 30 روززززززز مهموني خدا حالش و ببريم

 

بعددددددددددد ديگه اينكهههههههههه ديروز هم با فافا و ننيس رفتيم جمشيديه !

اونم 10 صبح !!

حالت پيك نيك..

خوش گذشت...

 هوا هم  خوب بود...كلي حرف زديم و چايي خورديم و غيبت كرديم عينه اين خاله زنك هاااااا

بعدم رفتيم پت و مت ..فافا واسه تولدش مهمونمون كرد...

جاتون خالي  خوب بود !

 

امروز هم شوشو با دوستاش رفت بيرون..!

هر كي با دوستاي خودش هر جا كه دوست داره ؟ هوووم ؟

 

 

واييييييييييييي از موقعي كه اخرين امتحان دانشگاهم رو دادم ديگه نرفتم يوني !!

حتي خيلي از نمره هام رو هم نميدونم !

خيلي تنبل شدم...

اصلا ديگه داشت يادم ميرفت كه دانشجو هستم !

تا امروز كه به مناسبت شروع سال تحصيلي رفتم و يه جين و يه مانتو  خريدم...

اخه من  اصلا شلوار و مانتو و كفش و كيف ندارم

ميدونين ؟؟

اين و هميشه مامانم ميگفت 

 

اخي گفتم مامانم....

يادش بخير هر سال سحر با اصرار مامانم غذا ميخوردم...

يك ربع اول با چشماي بسته...تا يواش يواش چشمام به نور عادت ميكرد و بازشون ميكردم...

مامانم همش اصرار ميكرد كه بخور كه گشنت نشه...

ولي امسال چي ؟

ديگه تموم شددددددددددددددددددددددددددددددددددددد

خودم بايد پاشم عذا رو گرم كنم ميز  رو بچينم و ....

هرچند شوشو جووونم خيلي كمكم ميكنه ولي خب ديگه نميشه لوس بود !

لوس مامان بودن يه جور ديگس...

وقتي مزدوج ميشي انگار دوره ي لوس بودن سر مياد حالا ميخواد هر چند سال داشته باشي !

 

البت سحر هاي دو نفره هم يه حال و هواي خاص خودش رو داره و مسلما قشنگه..

خلاصه كه بريم كه داشته باشيم ماه رمضون روووووووووووووووو

شب اول ماه رمضون چي ميخوايين درست كنين خانوم هاي مزدوج ؟

ما قراره قرمه سبزي داشته باشيم !

شما چي ؟

 

واي چه پستي زدم....پر از حرفاي خاله زنكي همراه با غررررر فراوان !

برم ديگه ساعت 12 شبه پنج شنبس و خيلي خستم..

شوشو داره LOST  ميبينه ...منم برم يكم اذيتش كنم.

اذيت خونم اومده پايين

فعلا با باي...............................................

 

 پ ن : خاطر خواتم بِی بِی خاک زیر پاتم

هر وقت میام ببینمت با یه کرواتم

عجب شر ور هایی به عنوان موسیقی به خوردمون میدن نه ؟ ولی خب باحاله !!!

الان داشتم ادای رپرارو در میاوردم.

شوشو گفت : نکنننننننننن این کارارو ..جلف نرقص ...دوست ندارم

ولی من گوش نکردم

 

 

|+| نوشته شده توسط دختر 20 ساله در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 8:38 بعد از ظهر