تبليغاتX
یه دختر 20 ساله
 77

 

 سلام سلام دوست جونا

خوبين ما هم خوبيم رفتيم يزد و اومديم.

رفتيم كه ني ني دخي خالم و ببينيم ....

ساعت 6 از تهران خارج شديم...حدوداي ساعت 1 رسيديم يزد.

خوب گذشت ..فكر ميكرديم خيلييييي راه باشه واسه همين زياد بهمون سخت نگذشت و گرماي جاده

اذيتمون نكرد.

 تا رسيدم ني ني گولو رو بغل كردم جانممممممممممممممم عين فرشته ها بود.

سفيد و كوچولو با موهاي تيغ تيغيه مشكي براق.

مامان بزرگ بابا بزرگم و دايي كوچيكمم  اونجا بودن.

تا جمعه اونجا بوديم ...

دو تا از جاهاي ديدني يزد رو رفتيم ديديم..

يكي باغ دولت اباد يكي هم مسجد جامع.

بعد نبود جالب بود.. ولي اصلا رسيدگي نميكنن بهش.

ابه حوضش گنديده بود بناش هم كثيف بود.

ولي بادگيري ( ميگفتن بلند ترين باد گير دنياست ! راست و دروغش با گويندش..!

كه توي امارت باغ دولت اباد بود خيلي تميز و قشنگ بود.

يه حرمسرا هم داشت عمارتش كه الان شده بود رستوران !!!!!!!

البته اون زمان هم نوعي رستوران بوده واسه خان اون عمارت !

توش همه نوع زن داشته و ميومده از منوش انتخاب ميكرده

پست فطرت بودن هاااااااااااااااااااااا

يه روزش رو هم رفتيم مطب شوهر دخي خالم و دندون هامون رو درست كرديم.

3 تا از دندون هام رو خالي كرد و دوباره پر كرد.

خيلي درد داشت.

اخه وسط هاش برق رفت و 1 ساعت بعد اومد.

دندون هام  ديگه سر نبود و سري امپول رفته بود واسه همين دردم گرفت.

ولي چون با محمد اقا رودروايستي داشتم زياد به روي خودم نياوردم.

هي به زهره ( دخي خالم ) گفتم خودت بيا دندون من و درست كن ولي گفت من خيلي وقته دندون پر نكردم واسه همين طول ميدم بزار محمد درست كنه ! اين شد كه ما رو فرستاد زير دست شويش

منم رودروايستييييييييييي هيچي نگفتم.

ولي اومدم خونه فحشش دادم گفتم شانس اوردي تو نبودي اگر نه دو تا لغد ( همين جوريه ؟) محكم ميزدم بهت

 

شوشو جونم هم يه دندونش رو درست كرد.

 

بعدددددددددددددددددددددد يه شب رو هم چون خونشون شلوغ بود مارو فرستادن خونه برادر شوهر دخي خالم.. اخه خونه خالي بود و رفته بودن سفر.

وايييييييييييييييييييييييييي خونشون خيلي خيلي جالب بود بچه ها.

يه خونه ويلاييه دوبلكس.

خونه فوق شيك زياد ديده بودم ولي اين خونه يه جور ديگه بود يعني اينكه شايد وسايلش خيلي گرون نبود

 

ولي مصالح كار شده تو خونه ..در ها پريز ها دستگيره ها سنگ ها و خيلي چيزاي ديگش درجه 1 بود !!!

 

بعد خونه رو عينه خونه هاي قديمي مبله كرده بودن.

از اين خونه ها كه ادم فقط تو فيلم ها ميبينه ! منظورم فيلماي قبل انقلابه !

 

دخي خالم ميگفت مثلا لوسر هاش رو از شهر هاي مختلف تو جمعه بازاراشون خريدن!

 

دقيقا عينه خونه هاي فيلماي طاغوتي هاي قديم بود.

 

واسم خيلي جالب بود و كلي حال كردم با ديزاين خونشون.

ولي خب اصلا دوست نداشتم خونه خودم اينجوري باشه ...اخه ترسناك بود !!!!!!!!!

 

:دي

بعددددددددددددددددددددد بقيه ساعاتمون هم به چلوندن ني ني گولو گذشت.

بعددددددددددد جمعه ظهر هم راه افتاديم سمت تهران.

و ساعت 10 شب رسيديم خونمون !!

هوراااااااااااااااااااااااااااااااا

كه هيچ جا خونه خود ادم نميشه !

رفتم تو حموم خودم و يه دوش حسابي گرفتممممممممممممم

اخيششششششش دوش خودمون..

اخيش همه چي زندگي خودمون..............!

 

 

 

ديگه واستون بگم كههههههههههههه امروز يعني 13 مرداد يه قرار داشتيم  با بچه ها !

اونم با برو بچ دوره ي راهنمايييييييييي !

فك كنين ؟!!

نزديك 8 سال بود هيچ كدومشون رو بجز مريم ش نديده بودم !

واي خداي من اينقدررر استرس داشتم كه نگوووووووووووووووووووووووووو

اينقدر دلم ميخواست ببينم بچه ها رو كه حد نداره !!!

 

با مريم رفتم.

قرار تو رستوران كندو تو شريعتي ساعت 1 بود !

ماي گاددددددددددددددد      45 نفر اومدن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

همه و همهههههههههههههههه

مرجان عاطفه ندا ليلا نرگس نسيم يگانه زهره و ......................

با همشون خاطره داشتم..

همه خيلي خيلي عوض شده بودن!

يكي از بچه ها ( حميده ) با بچه اش اومده بود فك كنين؟؟؟

بچه اش 3 سالش بود دخي بود اسمش عطيه بود.

ميگفت سال 2 دبيرستان ازدواج كرده !!

كپ كردم..

خيلي ها مثل خودم مزدوج شده بودن..

خيلي ها تيپاشون خيلي فرق كرده بود....فشن چادري  ساده    همه جوره بوديم.

خيلي هاشون هنوز همون عادت هاي قديمشون رو داشتن.

اونكه خودش رو ميگرفت هنوز همون جور بود...

اونكه لوس بود همون جور...

خيلي ها هم نههههههههههههههههههه

خانووم شه بودن اساسي !!

اخييي خيلي باحال بود امروز...........................................كلي شاد شدم...

ميخواستم عكس امروز رو بزارم ولي پشيمون شدم..

هرچند كه ميدونم همين امشب بچه ها فرستادن تو 360 ! ولي خب من نيميزارم.

 قرار شد سال ديگه همين روز بازم همديگرو ببينيم...

 

 

بعددد بعدش هم مهموني انسيه دوستم دعوت بودم..

كلييييييييييييي پياده رفتم خ نفت و بعدم كليي سر بالايي رسيدم به خونش...

ولي فهميدم افتاده فردا !! اخه هيچ كي نبود خونه ... بهش زنگ زدم گفت فرداس !!

اي حالم گرفته شدددددددددددددددددددددددد

داشتم ميمردم از خستگي...

زنگيدم شوشو و ازش خواستم بياد دنبالم...

شوشو جونم هم زودي اومددددددددددددددددددددددددددد چون اگه نميومد از خستگي ميمردم !!!

 

خب ديگه خيلي حرف زدم فعلا برم ديگه...

اخه خيلي خستم...

 

 

 

 

پ ن 1 : همتون رو دوست دارم..

پ ن 2 : هنوز اينترنت نداريم.فقط میتونم اپ کنم اونم خیلی خیلی به سختی .. وسط کار شونصد بار قطع میشم...و...

پ ن 3 : اينترنت هوشمند هيچ فرقي با كارت نداره...امتحان كردم بار ها !!

پ ن 4 : عزيزم من اهنگ هاي فيلممون رو اسمش رو نميدونم اخه گفتم بيشترش ايراني نيست.

پ ن 5 : كي پرسيده بود راجع به مايوي شوشو ؟ من از خ دولت چهار راه دلبخواه خريدمش.شاهين اسپرت.

 پ ن ۶ : هدیه جووونم بی نهایت خوشحال شم از کامنتت خیلی وقتتتتتتتتتتت بود ازت خبری نداشتم.

نی نی گولوتو از طرف من ببوسش محکممممممممممممممممممممممممم

پ ن ۷ : یه دوست جدید برام کامنت گذاشته...عزیزم من مارک وسایل و تو یکی از پست هام گفتم.

در مورد چیزایی که باید تو دسشویی و حمام باشه سلیقه اییهه... من مجسمه و شمع و صابون و اینا گذاشتم. هرچی دسوت داری بزار عزیز دلم ممنون از لطفت راستی

 

 

 

|+| نوشته شده توسط دختر 20 ساله در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 7:53 بعد از ظهر  
 76

عزيزم هديه من برات يه دنيا عشقه

زندگيم با بودنت درست مثل بهشته

 

تو خونه سبد سبد گلهاي سرخ و ميخك

رضا جونم  دوست دارم    تولدت مبارككككككككككككككككككككككككككككككككككككك

 

 

يه دونه عشق من تولدت مبارككككككككككككككككككككككككككك

 

 8 مرداد تولدته...ولي من امروز يعني 7 رو ميخوام تولد بگيرم برات اخه تو شب تولد رو هميشه براي من جشن ميگرفتي و كادوم رو ميدادي !

قربونت برم منننننننن خودم تهنايييي

تولدت مبارك رضا جون جونممممممممممممم

من كه هر كاري كنم نميتونم مهربونياي تو رو جبران كنم ولي فقط براي يه تشكر كوچولو و تبريك تولدت

يه تولد كوچيك 2 نفره و به قوله خودت رمانتيك برات گرفتم.

خودم و خودت !

صبح ساعت 10 رفتم شيريني ملكه دنبال كيك ! تنها شيريني فروشي كه ميشناختم نزديكمون.

كيكاش رو زياد نپسنديدم.

به خاطر همين از كيك بستني هاش يكي رو انتخاب كردم و خريدم.

اومدم خونه مشغول تزيين هال كوچيكمون شدم .

كليي بادكنك از قبل گرفته بودم...

همرو باد كردم .

كادوهاتم از قبل اماده كرده بودم !

همرو چيندم رو ميز.

الانم ميخوام برم شام رو حاضر كنم.

سالاد ماكاروني و كالباس و دسر  :دي

دو تا چيزي كه هر دومون دوست داريم :دي

بعدددددددددد هم حاضر شم ارايش كنم و موهام و درست كنم مثه هميشه و

 منتظر بشينم تا از سر كار بياي...

يه دفعه برقارو روشن كنم و اهنگ تولد رو اوكي كنم تا با صداي فوق بلند بخونه :*

بعدم مراسم تولد و .........................

 

 

از دو سه روز قبل ذهنت و يه جوري اماده كردم كه اصلا من نميخوام برات تولد بگيرم !

اميدوارم باورت شده باشه ...تا عصر كه مياي سرورپريز شي

 

تازه ديروز بهت گفتم : ببخشيد وقت نكردم برات كادو بگيرم

ولي تو گفتي : قيافت معلومه كه دروغ ميگي ! اصلا هم بلد نيستي

يعني اينقدر تابلو بودم... ؟

 

 

عزيزم ميدونستي تو مهربونترين ادم دنيايي ؟؟

برق مهربون چشات براي من يه دنياست عزيزم !

تازه دارم ميفهمم دوست داشتن خيلي خيلي قشنگه ...

عاشقتما رضاي ماهم................................................................ميدوني ؟

ميدونم كه ميدوني !

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط دختر 20 ساله در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت 1:3 بعد از ظهر