|
72
سلام سلام هزار و شونصد تا سلاممم
من رو ببخشیدددددددد بابا نبودم که بیام اپ کنم! از دوشنبه پیش رفتیم شمالللللللللللل ( رشت.. ویلا داداش شوشو ) تااااااااااااااااا پریروز شنبه ! جاتون خالی هوا خیلی خیلی خیلی خیلی خوب بود.. سرد و عالی همون جوری که من عاشقشم! شب ها با پتو میخوابیدیم باورتون میشه ؟؟ برادر شوشو یه روز زودتر رفت و کولر گازی خرید.. ولی اصلا روشن نکردیم اخه هوا خیلی خنک بود.. کلیی بارون اومد اکثرا هوا ابری و جیگرر بود ! اول قرار بود مثل همیشه همه ی ۲۴ نفرمون بیان ..ولی هیچ کی نیومد. فقط من و شوشو و برادرش با خانوادش و مامانش اومد. کمی حوصلمون سر میرفت ولی خوب بود..خوش گذشت.. یه روز رو رفتیم بندر انزلی..دریا.. ولی طوفانی بود کسی نرفت شنا..فقط پارسای وروجک ( بچه داداش شوشو ) کمی تو اب رفت. روز دوم بار سفر رو بستیم و رفتیم سمت استارا ! بعد کلیی راه رسیدیم و رفتیم سمت بازار مسخره اش ! هیچی نداشت ! همون جوری که شنیده بودم! یه مشت جنس بنجل دهاتی ! من که اصلا خوشم نیومد ! نهار رو همون استارا خوردیم و رفتیم سمت سرعین ! کلیی نقشه کشیده بودیم که بریم اب گرمم و کلیی بگردیم...غافل از اینکه.. خلاصه راه افتادیم و رفتیم.. اینقدررر زن داداش شوشو تعریف کرده بود که وسوسه شدیم بریم.. اونا پارسال همین ۱۴ ۱۵ خرداد رفته بودن و میگفتن پرنده پر نمیزد ! ما هم به همین خیال رفتیم.. بعد چند ساعتی رسدیم به سرعین.. واییییییییییییییییی از همون ابتدای شهر ترافیک بود تااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا مرکز شهر.. از شلوغی و ترافیک و ادم هرچی بگم کم گفتم ! کلی غربتی ریخته بود تو شهرررررررر...همه یکی یه چادر زیر بغلشون و یا علی ! کلی ادم حسابی ها هم چادر زده بودن! ما رو میگی فک کنین شهر سرعین که نسبتا کوچیک هست رو ۴۰ دقیقه طول میکشید دو تا خیابونش رو بریم. از بس ترافیک بود ! من خودم سرعین رو خیلی سال پیش وقتی ۸ ـ۹ سالم بود رفته بودم و اصلا شبیه اون چیزی نبود که اون موقع دیده بودم.. خیلی تغییر کرده بود...کلی هتل اپارتمان و هتل ساخته بودن! همه جارو تقریبا گشتیم.. هیچ هتلی جای خالی نداشت ! یا اگرم داشت به ماها که فارس بودیم نمیدادن ! تا یه ترک میرفت تو سریعا بهش جا میدادن ! نمیگم همه ی ترک ها ولی اینایی که ما دیدین خیلی بدجنس بودن . فقط تو فکر چاپیدن بودن ! همیشه میرفتی سرعین کلیی از این بچه مچه ها میومدن جلو ماشینت و به زور میخواستن بهت اتاق بدن ولی کو یه بچه ؟؟؟؟؟؟؟؟ خودمون ازشون میپرسدیم ..تازه بعد از پزسش ما با کلی ادا جواب میدادن و میگفتن : یه اتاق ۱۵ متری داریم با دسشویی تو حیاط یه شب ۷۰ هزار تومان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! یه سوییت داریم ۳۰ متری یه شب ۱۲۰ هزار تومان !!!!!!!! فک کنین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعا که کرده بودن اونجا رو سر گردنه و تا میتونستن از مردم بیچاره پول مفت میگرفتن ! شب بود ساعت ۹ که ما هنوز میگشتیم دنبال جا .. میخواستیم حداقل تمیز باشه و دسشویی داشته باشه ! چون راه برگشتی نداشتیم ..شب بود و جاده خطرناک! با هر بدبختی بود یه جایی گیر اوردیم... اصلا تمیز نبود و هرچی بگم کم گفتم.................................................................. یه مرد چاق مسخره صاحبش بود اسمشم گذاتشه بود هتل کوهسار !! خنده دار بود واقعا ! واسه یه شب ازمون ۹۰ هزار تومان گرفت... فکر هم میکرد پول حلال گرفته مرتیکه احمق ! به حدی کثیف بود که پوریا ( بچه داداش شوشو که ۴ سالشه ) میگفت مامان اینجا کثیفه !! ولی واقعا مجبور بودیم.. شهر بسیار سرد و مه الود بود و هیچ جایی جز اینجا خالی نبود !!! خلاصه هر جور بود با هر بدبختی شب رو سر کردیم.. صبح وسایل و جمع کردیم و رفتیم صبحانه خوردیم! مثلا سرشیر عسل ! بد نبود خوشمزه بود ولی بازم اون چیزی نبود که باید باشه! من که اصلا دوست نداشتم برم ابگرم چون میدونستم تو اب گرم هم همون غربتی ها هستن.. نشستم تو ماشین و بقیه رفتن.. بعد مدت کوتاهی دیدم اومدن ! فک کردم تموم شده کارشون که فهمیدم نخییییییییییییر اینقدرر صف بوده نشده که بلیط بگیرن ! خلاصه سرعینی رفتیم به یاد ماندنی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! همون موقع حرکت کردیم و اومدیم سمت رشت ! تو شهر تالش یه غذای اساسی خوردیم..خیلی خوشمزه بود. اسم رستورانشم بود : پرویز ! عالی بود یه وقت گذرتون افتاد برین و جوجه کبابش رو بخورین ! بعددددددددددددددددد هم رفتیم رشت... یه رزو رو هم رفتیم جنگل های اطراف رشت... خیلی خوشگذشت...سبز و اروم..یه رودخانه هم کنارش بود.. حالا فرصت کنم عکس میزارم بعددددددددددددددد هم اومدیم تهراننننننننننننننننننننننننن اومدیم خونه عزیز خودمون..واقعا که هیچ جا خونه ادم نمیشه !!! از ۲۷ هم امتحانام شروع میشه... غصه دارم.. اصلا حوصله ندارم! دوست دارم وقتم ازاد باشه فقط با شوشو فیلم ببینم...بگردم و حال کنم.. خستم از درسسسسسسسسسسسسسسسس تازه تابستون هم باید واحد بر دارم ! هییییییییییییییی ولی خب میگذره..مهم اینه که زندگی به کامه.. خونه داری هم خوبه تقریبا افتادم رو غلطک.. ... دلم کلیی پارک رفتن میخواد.. دلم میخواست خونمون نزدیک خونه مامانامون بود.. یه جورایی دلم خیلی برای محلمون تنگ شده..همه چی نزدیکم بود.... اینجا خوش اب و هوا تره و دنج تر ولی اونجا یه جور دیگه بود !!
قسم به عشقمون قسم ، همش برات دل واپسم قرار نبود اینجوری شه یه هو بشی همه کسم راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم ؟ شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم ؟ شاید میگم تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم . . . .
|+| نوشته شده توسط دختر 20 ساله در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 8:34 بعد از ظهر 71
سلام دوستای عزیز خودممممممممممم
خوبین ؟ باورتون نمیشه که چقدررر این روزها دلم واسه شماها و وبلاگم تنگ میشه.. اصلا اصلا فک نمیکردم بیام خونه خودم اینقدر کمبود وقت خواهم داشت ! از دانشگاه که میام خیلی خستم.. ولی خستگی که نشد حرففففففف باید غذا رو اوکی کنم طبق معمول جاروم رو بکشم ظرفا و لباسا و هزار تا کار دیگه ! اه اه اه عینه مامانا شدم ! همیشه مامانم یادش میرفت یکی از لباسم رو بشوره غر میزدم که ای بابا مگه خودت میخوای مامانننننن خب میندازی تو ماشین دیگه !!!!!! ولی الان میفهمم که همون انداختن تو ماشین و پهن کردنش و جمع کردنش کلیییییییی کاره !!! دیگه اینکههههههههههههههههههههههه کم میارم که غذا چی درست کنم ! دیگه اینکه همش فک میکنم خونمون کثیفه ! و روزی صدبار باید با جارو شارژی دور خونه بچرخم! شوشو میگه بسههههههههههه تمیزه ! ولی نیمیشه کههههه یه نقطه اشغال میبینم میره رو اعصابم ! و دوست دارم همه جا همیشه برق بزنه ! حتی دستشویی !! ولی با وجود این کار ها خستگیش برام قشنگه و با یه نگاه مهربون عشقم همه خستگی ها دود میشن میرن هوااا...
همین کار ها به اضافه ی شونصد روز در هفته دانشگاه باعث میشه خیلی خیلی کم بیام پای کامپیوتر دیگه الان طاقت نیوردم..دلم واسه اینجا و کامی و شماها و وبلاگ جووونم لک زده بود !!! خوبین ؟؟؟؟؟ مادوشنبه شب ساعت ۱ و ربع رسیدیم تهران ! از کجا ؟ از کیش دیگه ! جاتونننننننننننننننننننننننن خیلی خیلی خیلی خالییییییییی بود ! سفر خیلی خوبی بود و خیلی بهمون خوش گذشت ! اولش تصمیم داشتیم که اصلا خرید نریم و همش بگردیم ! و اگر اون وسط مسط ها وقت پیدا کردیم بریم یه چرخی هم تو پاساژها بزنیم ! ولی وقتی وارد کیش شدیم و وارد هتل...رفتیم و با مسئول گشت و تور جزیره تو هتل صحبت کردیم ! برامون برنامه ریخت. شنبه بعداظهر رو بلیط پارک دلفین ها گرفتیم.. یکشنبه بعداظهر رو هم برای گشت کامل جزیره ثبت نام کردیم . که شامل کاریز (قنات) و شهر باستانی حریره و درخت ارز و کشتی یونانی بود. به همین خاطر چون همه جاهای دیدنی رو برنامه ریزی کردیم کلیییییییییی وقت اضافه اوردیم .. در نتیجه شونصد تا بازار و پاساژ رو رفتیم و دیدیم ! دیدن همانااااااااااااااااااااااااااااااااااا و جیب شوشو خان خالی شدن همانا خب به من چهههههههههههههههههه این لباسای جینگیلی و این شوکلات پاستیل های خوشمزه همش من رو از تو ویترین ها صدا میکردن و التماس میکردن که : مارو بخرررررررررررررر منم دل کوچیک ! دلم میسوخت ! بعددددددددددددددددددددد کلی هم واسه بقیه سوغاتی خریدیم .. این شد که هرچی پول اورده بودیم به اضافه کللییی که از حسابمون برداشتیم شوت شد تو صندوق اقایون مغازه دارررررررررررررر ولیییی این نکته رو بگم من خیلی خیلی خودم رو کنترل کردم و اصلاااااااااا کیف نخریدم !!!!!!!! خیلی سخت بود ولی شد !!! ولییییییییییی یه کفش نایک دیدم که حالم بد شد ..نشد نخرمش... نمکه تازه شوشو هم اومد تو مغازه وسوسه شد و اونم یه ادیداس برداشت . بعددد چون کفشاشون تک سایز مونده بود تخفیف حسابی هم داد و کلیی حال داد دیگه دیگه اینکههه پتو دو نفره از این گرماا نداشتیم یه پتو خوشگل هم خریدیم از این طرح برجسته ها. رومیزییای پذیرایی رو هم انداختم تو اتاقمون ...واسه همین یه سری رومیزی زرشکی از این سرمه دوزی طرح زیر خاکی ها هم واسه پذیرایی گرفتیم. با چند تایی هم از این گل ها که کریستالی هستن واسه گلدون های بی گلمون همین دیگهههههههههههههههههههههههههههه با مقداری لباس و اندکی هم خوراکیییییییییی !! وووییییییییییی تازه چاق هم شدممممممم هرکی میبینتم میگه لپ اوردی منم حساسسسسسسسسسسس بهم بر میخوره و ناراحت میشدم از دست خودم که چرا هی پاستیل میخورم ... ولی خداییش غذام زیاد نشده نیدونم چرا چاق شدم !! اونم ۲ کیلوووووووووووووووووو باید برم تو کار ورزشششش دیگه دیگه اینکهههههههههههههههههههههه پارک دلفین ها خیلی خیلی خیلی قشنگ بود.. دلفین ها اینقدرر ماه بودن دلم میخواست برم بغلشون کنم ببوسمشون تازه تو خوده محوطه پارک دلفین ها باغ پرندگان هم بود که قشنگ بود.. تمساح هم بود همونجا خیلی ترسناک بودن..ووویییییییییییییی دیگه دیگه اینکههههههه درخت ارزو جالب بود ولی کاریز و حریره چرت بود... کشتی یونانی هم چیز خاصی نبود فقط واسه عکس گرفتن خوب بود. ما هم که شونصد تا عکس و فیلم گرفتیم. از پارک دلفین ها هم کلیی فیلم داریم اگه کسی نرفته و میخواد بگه واسش فیلم رو بزارم. بعددددددددددد غذا هم که اونجا همش فست فود خوردیم بیشتر هم تو شعبه های میتا کیش. هم تو پردیس ۲ بود هم تو پاساژ مرجان. بعددد تازهههههه تو قرعه کشی پاساز مرجان شوشو جایزه برد ! اونم نقدی !! از ۱۰ هزار تومان داشت تا ۵۰ هزار تومان...! اسم شوشو در اومد و جایزه ۵۰ تومنیش رو برد !! هر دومون کف کردیم چون اصلا انتظارش رو نداشتیم اخه خیلی کارت بود و ما فقط ۲۵ تا انداخته بودیم ! ولی اسممون در اومد.. کلی حال داد ! اصلا کیش بیای و جایزه نبری حال نمیده در کل ماه عسل خیلی خیلی خوبی بود برام... شوشوی گل و عزیزم ممنونم واسه این سفر ... خیلی بهم خوش گذشت عزیزم... میدونی رضا باورم نمیشه که ۴ روز دیگه میشه ۱ ماه ! میشه اولین ماهگرد عروسیمون ! و میدونم همین روزاس که بگم اولین سالگرد ازدواجمون! خیلی زود میگذره نه ؟؟ ولی خب خوبیش به اینه که این روز ها شاد و قشنگ میگذره.. خدا رو خیلی شکر میکنم برای این زندگی شاد و ارومی که بهمون هدیه داده.. میدونی که عاشقتم عزیزم.. و روز به روز این احساسم بهت بیشتر میشه.. و هر روز و هر لحظه که میگذره بیشتر احساس وابستگی و دوست داشتن بهت میکنم.. حالا دیگه واقعا جزئی از وجودم شدی و زندگیم فقط با توئه که قشنگه.. دوست دارم عزیز دل خوده خودممممممممممممممممممممممم مرسییییییی
|+| نوشته شده توسط دختر 20 ساله در پنجشنبه دوم خرداد 1387 و ساعت 7:37 بعد از ظهر |
|

